RSS
 

بایگانی ‘نگرشی – اعتقادی’ دسته ها

۲۸- دیوونه کیه؟

۰۷ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

قبلا یه مطلب در مورد یه دیوونه نوشته بودم. (از اینجا بخونید: مطلب 11: دیوونه)

چند روز قبل یک روایتی از پیامبر عزیز اسلام دیدم و احساس کردم به اون مطلب مربوط میشه.

در روایت آمده است که:[1]

«پیامبر اکرم عبورشان به دیوانه‌ای افتاد؛

از اطرافیانشان پرسیدند: او را چه شده است؟

عرض کردند: او دیوانه است.

پیامبر اکرم فرمودند: نه او دیوانه نیست، بلکه مریض است.

آنگاه فرمودند: دیوانه کسی است که دنیا را بر آخرت ترجیح بدهد».

پ ن 1: بحارالأنوار، ج 1، ص 131.

 
۱ دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۲۵- احترام به عقیده ۶

۲۸ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(جمع‌بندی بحث)

اکنون با نکاتی که طرح شد می‌توان بحث را به صورت زیر سامان داد:

وقتی گفته می‌شود: «من به عقیده‌ی شما احترام می‌گذارم» ممکن است در واقع منظور گوینده حالتهای زیر باشد:

1- «من عقیده‌ی شما را در فضای علمی محترم می‌دانم».

(احترامی که واقعاً مربوط به خود عقیده باشد نیز از همین زاویه قابل فهم است).

در اینصورت خود محترم شمرده شدن در فضای علمی نیز یا به خاطر منبع،یا به خاطر روش، و یا به خاطر هر دو است.

احترام به فرضیّات کودکانه هم مصداقی از احترام علمی به خاطر روش است؛ زیرا برای فرضیه‌پردازی نیازمند تفکّر خلاّق هستیم و این روش (=تفکّر خلاّق) برای تولید فرضیه، در فضاهای علمی به رسمیت شناخته شده است.

2- «من عقیده‌ی شما را به خاطر کارکرد و اثرش محترم می‌دانم».

در جایی هم که افراد به صورت مسالمت آمیز با هم زندگی می‌کنند و با یکدیگر مدارا می‌کنند، احترام به عقیده به خاطر اثر آن یعنی کاهش هزینه‌های اضافی می‌باشد، بنابراین این مورد نیز از مصادیق احترام عملی است.

3- «من شخص شما را محترم می‌دانم».

(این معنایی است که کمتر در عرف مردم قصد می‌شود و تنها به صورت یک احتمال بیان شد.)

در این صورت «احترام به عقیده …» عبارتی مجازی خواهد بود و احترام حقیقتاً ربطی به عقیده نخواهد داشت.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۲۴- احترام به عقیده ۵

۲۵ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(نگرش سیستمی به «احترام به عقیده»)

هر عقیده ای به عنوان یک سیستم، به نظر می‌رسد خود شامل دو خرده سیستم باشد:

سیستم تولید نظر و ایده + سیستم تولید عقیده

(دو نکته شایان توجه است:

1/ به نظر می‌آید هر ایده‌ای تبدیل به عقیده نمی‌گردد، بلکه یک ایده باید به حد نصابی از اطمینان برسد تا بتواند تبدیل به عقیده شود.

2/ تجزیه‌ی عوامل سیستم را تا جایی پیش بردیم که برای بحث ما ضروری است، نه بیشتر)

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۲۳- احترام به عقیده ۴

۲۲ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(احترامِ از سر مُدارا)

شاید برای شما هم پیش اومده باشه که مثلاً همسفر شما، همخونه‌ی شما،… از یک دین و آیین و یا یک سبک رفتاری خیلی متفاوتی پیروی کنه. و به خاطر این «تفاوت»، دچار اختلافات عقیدتی و رفتاری بشوید.

در چنین مواردی (اگر اختلافها مربوط به حداقلها و خط قرمزهای شما نباشد) معمولاً آدمها با همدیگر مدارا کرده و به اصطلاح مراعات حال همدیگر رو می کنند.

روشن است که این نوع احترام به یکدیگر، ربطی به حق بودن یا ناحق بودن یکی از دو طرف ندارد، بلکه شما برای اینکه در راه رسیدن به یک هدف بالاتر (مثلاً رسیدن به شهر مقصد) دچار هزینه‌ی اضافی نشوید، با فرد مقابل از در جنگ وارد نمی‌شوید و با او مدارا می کنید.

به عبارت دیگر اینچنین مدارا و احترامی به خواسته‌های طرف مقابل، تنها از جهت عملی است و نه به خاطر حق یا باطل بودن آن شخص.

ادامه دارد…

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۲۲- احترام به عقیده ۳

۱۹ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(احترام به شخص)

برای ما معنادار است که: به خاطر حقی که یک استاد به گردن ما دارد، به فرزند او نیز احترام بگذاریم.

برای ما قابل درک است که: کسی از یادگاری یک دوست، به خوبی مراقبت کند.

برای ما قابل فهم است که: سید بودن یک نفر، سبب احترام دیگران به وی شود.

بنابراین می توانیم تصور کنیم که احترام به یک شئ یا شخص، همیشه به خاطر خود او نباشد، بلکه به خاطر انتساب او به یک شئ یا شخص قابل احترام دیگر باشد.

با توجه به مطلب بالا شاید دور از ذهن نباشد که بگوییم: همیشه احترام به یک عقیده نه به خاطر خود آن عقیده، بلکه به خاطر صاحب آن عقیده می‌باشد. در اینصورت حقیقتاً ما به آن شخص احترام گذاشته‌ایم نه عقیده‌ی او، و تنها از این جهت عقیده‌ی او را محترمانه یاد می‌کنیم که، به او منتسب است.

مثلاً شما ممکن است اجازه ندهید با عقاید استاد محبوبتان در یک جمع، به طرز توهین آمیزی (برخلاف نقد علمی[1]) برخورد شود، و لو اینکه خودتان هم مخالف عقاید او باشید.

خوب چرا این کار را می کنید؟ چون می‌خواهید شخصیت استادتان آسیب نبیند.

خوب مگر به استاد شما توهین کرده‌اند؟ مثلاً مستقیما گفته‌اند او آدم نادانی است؟ اگر اهانتی نشده است چرا همچنان از وی دفاع می‌کنید؟

این کار تنها به این خاطر است که آسیب دیدن عقیده را، سبب آسیب دیدن صاحب عقیده می‌دانید.

پ ن 1: نقد علمی به معنی آسیب‌شناسی روشمند است؛ و اینچنین برخوردی را نمی‌توان سبب تحقیر شخص مقابل دانست. بر خلاف برخوردهای غیر علمی که بدون ارائه‌ی استدلال، به فرد مقابل برچسب‌های منفی و ضد ارزشی می‌زنند!

ادامه دارد…

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۲۱- احترام به عقیده ۲

۱۶ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(احترام علمی، از منظر روش علم و خلاّقیّت)

یکی از مراحل ابتدایی در تولید علم، فرضیه پردازی است؛ در این مرحله از هیچ فرضیه‌ای حتی کودکانه نباید چشم پوشید.

همچنین در فضای بحث خلاّقیّت توصیه می‌شود که مانند یک کودک فکر کنید تا بتوانید از قالب‌های ذهنی ناکارآمد خارج شوید.

منظور من از طرح این دو نکته این بود که بگویم در این دو فضا حتی نظرات کودکانه! هم قابل توجه هستند؛ بنابراین می‌توان گفت از این زاویه هم مورد احترام هستند. این احترام زمانی بیشتر حس می‌شود که می‌بینیم در کنار فرضیه‌های عالمان یک رشته، از فرضیه‌های نوآموختگان آن رشته نیز استفاده می‌شود.

هرچند این داستانِ تمثیلی ارتباط مستقیمی با بحث ما ندارد اما نمونه‌ی شیرینی است از یک کار خلاّقانه و کودکانه، و این هم داستان:

پدر روزنامه مي‌خواند اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي‌شد. حوصله‌ی پدر سر رفت و صفحه‌اي از روزنامه را كه نقشه‌ی جهان را نمايش مي‌داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد. بعد پسرش را صدا زد و گفت:

«بيا! كاري برايت دارم. يك نقشه‌ی دنيا به تو مي‌دهم، ببينم مي‌تواني آن را دقيقاً همان طور كه هست بچيني؟»

و دوباره سراغ روزنامه‌اش رفت. مي‌دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است. اما يك ربع بعد!، پسرك با نقشه‌ی كامل برگشت.

پدر با تعجب پرسيد: «مادرت به تو جغرافي ياد داده؟»

پسر جواب داد: «جغرافي ديگر چيست؟ پشت اين صفحه عکس يك آدم بود. وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم، دنيا را هم دوباره ساختم.»

ادامه دارد…

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۲۰- احترام به عقیده ۱

۱۳ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(احترام علمی و عملی)

یک چیزی که خیلی در بین مردم رایج شده این است که وقتی با یک نفر مخالفتی می شود به او می‌گویند:

«… اما به عقیده‌ی شما احترام می‌گذارم.»

سؤال اینجاست که به دور از نگاه کلیشه‌ای به این موضوع، چه معنایی برای این جمله می‌توان در نظر گرفت؟

احترام (= حرمت نگه داشتن و پاس داشتن) در چنین جاهایی می‌تواند به دو گونه معنا شود:

1- احترام علمی: به معنای «معتبر شناخته شدن یک نظر و عقیده در فضای علمی»

2- احترام عملی: به معنای «به کار گرفتن آن نظر» یا حداقل به معنای «اجازه دادن به آن نظر برای حضور عملی در فضاهای فردی و اجتماعی».

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۱۸- آزادی ۲

۰۷ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

سؤال: اینکه در مطلب قبلی (مطلب 17: آزادی 1) گفتید «مرز محدودیت تنها تا جایی است که به آزادی دیگران لطمه وارد نشود و در آن محدوده، هر کس از آزادی بهره‌مند خواهد بود» حرف درستی نیست!

چون ما میبینیم که اسلام، در بسیاری از موارد آزادی ما را نقض کرده است!

چون ما را مجبور کرده است به انجام برخی کارها (واجب) مثل نماز خواندن، روزه گرفتن، حج رفتن، …

و ما را بازداشته است از انجام برخی دیگر از کارها (حرام) مثل قسم دروغ خوردن، شرک به خداوند، یأس از رحمت خداوند، …

در حالی که انجام ندادن اینطور واجب‌ها و حرام‌ها (حق الله) لطمه‌ای به آزادی دیگران وارد نمیکند!

پاسخ: آنچه در دین به عنوان واجب و حرام مطرح شده است بر دو دسته است:

1. کارهایی که حق دیگر مردم بر انسان است، که باید آنها را مراعات کند.

2. کارهایی که حق خداوند بر بندگان است، که باید آنها را مراعات کند.

اما دسته اول دقیقاً به خاطر این بر انسان لازم شده است که به آزادی دیگران لطمه ای وارد نشود.

و اما الزام دسته دوم هم به طوری نیست که آزادی ما را سلب کند! چون اصلاً مجبور به انجام آن نیستیم!!!!!!!!!!

تعجب نکنید! مجبور نیستیم!

میدانید چرا؟ چون شما آنرا با اختیار خودتان برگزیده‌اید و می‌توانید اصلاً آنرا انتخاب نکنید! و محدودیت‌هایی که انسان با اختیار خودش و به خاطر اهدافی که دارد برای خودش ایجاد میکند، تعارضی با آزادی او ندارند.[1]

برای توضیح بیشتر مطلب 7: پاسخ ‹گفتم گفت› 2 را بخوانید.

پ ن 1: بر اساس قاعده‌ی: «الإضطرار بالاختیار لاینافی الإختیار».

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۱۷- آزادی ۱

۰۴ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

ما آزادی نداریم!

همش ما رو محدود می‌کنن!

غربیها دارن حالش رو می‌برن و ما هنوز آزادی شخصی خودمون رو نداریم!

این حرفها رو زیاد می‌شنویم و شاید حرف شما هم باشه!

اما امروز می‌خواهیم از یک زاویه دیگه به آزادی نگاه کنیم. پس با ما همراه باشید …

آنچه به عنوان آزادی در ذهن مردم هست اینه که «اگر شخص بخواهد کاری را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را از انجام آن باز دارد و اگر نخواهد کاری را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را مجبور به انجام آن کند».

حالا با هم این معنی را که برای آزادی گفتیم، بررسی کنیم:

گفتیم «اگر شخصی بخواهد کاری را انجام دهد، هیچ چیز نباید او را منع کند»

حالا فرض کنید کسی بیاید و در زمین شما بخواهد خانه بسازد؛ آیا شما او را منع نمی‌کنید؟ پس خودتان اولین کسی هستید که آزادی دیگران را نقض کرده‌اید!!!

دیدید؟!!!

آنچه در ابتدا به صورت یک مساله‌ی زیبا و فریبنده خودنمایی می‌کرد، چه درون نازیبایی داشت؟

اما دین اسلام که کاملترین برنامه‌ی زندگی برای بشر است وقتی می‌خواهد آزادی را معنی کند، با دید کلان به مسأله نگاه می‌کند و می‌گوید: «شما اختیار دارید که هر کاری خواستید بکنید یا نکنید به شرطی که آزادی دیگران را نقض نکنید[1]

یعنی اینطور نباشد که آزادی داشتن شما باعث شود که اختیارات دیگران را محدود کنید.

بنابراین:

اگر بخواهیم به همه، آزادی (به معنایی که اول گفتیم) بدهیم و البته به طوری که این آزادی فردی باعث محدود شدن اختیارات دیگران نشود، امری محال است.

و اگر بخواهیم تنها به برخی آزادی (به معنایی که اول گفتیم) بدهیم، ظلم است.

پس چاره‌ای نداریم جز اینکه به همه آزادی محدود بدهیم؛ و مرز این محدودیت تا جایی است که به آزادی دیگران لطمه‌ای وارد نکند؛ که آنجا دیگر آزادی نخواهد بود.

پ ن 1 : این مطلب از حدیث زیر قابل استفاده است: «لاضرر و لاضرار فی الاسلام» (اصول کافی، ج 5، ص 280)

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی

 

۱۵- دشمن شناسی

۲۴ آبان

بسم الله الرحمن الرحیم

داشتم با یکی از دوستان در مورد اتفاقاتی که بعد از انتخابات 88 در ایران افتاد صحبت می‌کردیم که نکته‌ی جالبی تو ذهنم جرقه زد.

اون نکته‌ی مهم و جالب (و البته به ظاهر ساده) همون داشتن زیربنای مشترک بود که در پست قبلی (مطلب 14: مبنا) نوشتم.

جرقه‌ی این مطلب از اینجا تو ذهنم شکل گرفت:

– تو فکر می‌کنی که خبرگزاری‌هایی که توی کشورهای خارجی شکل میگیره و با بودجه‌ی دولتی اونها امورات میگذرونه، چرا باید اینقدر مسائل ایران رو به طور جدی پیگیری کنن و شب و روز خودشون رو بذارن برای اینکه از بعضی جریاناتی که تو کشور ما هست حمایت کنن؟

+ خوب اونها هم آدم هستن و دلشون برای مردم میسوزه و مدافع حقوق بشر هستن.

– فکر نمی‌کنی که اگر اونها منافعی از این کارشون نمی‌بردن، هیچوقت حاضر نبودن یک دلار برای این حرفها خرج کنن؟

+ تو فکر کردی که همه به دنبال منافع و پول می‌گردن؛ نمی‌تونی تصور کنی که کسی واقعا از روی دلسوزی کاری انجام بده و فکر پیشرفت دیگران باشه.

این حرفها همینطور ادامه داشت تا من متوجه شدم که وقتی من و دوستم دنیا رو به دو رنگ متفاوت می‌بینیم و دقیقا جای دوست و دشمن را برعکس هم تشخیص میدیم، هیچوقت نمی‌تونیم به نتیجه برسیم.

وقتی من BBC رو دوست به حساب بیارم، طبیعتاً هر حرفی که میزنه رو با دید خیرخواهانه برانداز میکنم و در مقابل هر حرفی که از اینطرف بشنوم رو برای توجیه کارهای حکومت می‌پندارم.

خوب اگر من BBC رو طالب منافع خودش بدونم، اونوقت هر حرفی که میزنه رو به دقت بررسی می‌کنم تا ببینم چه نفعی از این حرف عائدش میشه.

بنابراین:

1- یکی از زیربناهایی که باید قبل از هر بحثی به نقطه‌ی مشترکی برسه، شناخت دوست از دشمن است که اگر درست شناخته نشن به نتیجه‌ی مطلوبی هم نخواهیم رسید.

2- این شناخت دوست از دشمن نباید بر اساس میل و نفرت ها باشه، بلکه باید بر اساس دلیل و مدرک باشه.

3- همیشه یادمون باشه که: «همه چیز را همگان دانند» (ر.ک به: مطلب 4: این پرونده باز است)

4- در نهایت اگر نتوانستیم به زیربنای مشترکی دست پیدا کنیم، باید بحث کردن را رها کنیم چون این نوع از بحث کردن، «جدال» می‌شود که در اسلام بسیار مذمت شده است.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته نگرشی - اعتقادی