RSS
 

۳۲- دارایی وبرخورداری۱

۲۵ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

(ویرایش 2)

این دغدغه برای خیلی‌ها پیش میاد که با این وضع گرونی چطوری به زندگیمون ادامه بدیم؟ خرجمون رو از کجا دربیاریم؟ به خصوص که با هدفمند شدن یارانه‌ها این دلمشغولی بیشتر هم شده است.

امروز میخواهیم از زاویه‌ای متفاوت به گرونی‌ها و هدفمندی یارانه‌ها نگاه کنیم؛ پس با ما باشید …

مقدمه: تفاوت دارایی و برخورداری

– هر چیزی که در این دنیا تحت کنترل ما باشد به طوری که بتوانیم برای برطرف کردن نیازهایمان از آن استفاده کنیم، «دارایی» ما می‌باشد.

پول یک دارایی است، علم و دانش یک دارایی است، قدرت نفوذ داشتن در دیگران یک دارایی است، همسر یک دارایی است، فرزند یک دارایی است، مسکن یک دارایی است، لوازم زندگی دارایی هستند، و مهمترین دارایی انسان: عمر اوست، …

– اما به هر میزان که بتوانیم از این دارایی‌ها برای برطرف کردن نیازهایمان استفاده کنیم، به همان اندازه «برخوردار» از دارایی‌ها هستیم.

و به عبارت دیگر: رزق و روزی ما همان مقداری است که برخوردار از دارایی‌ها باشیم.

بدنه بحث: میزان برخورداری مهم است نه زیادی دارایی!

میزان رزق و روزی انسان به میزان پول و دارایی او هیچ ارتباطی ندارد!

خواندن ادامه این مطلب »

 
۳ دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : نگرشی - اعتقادی |

 

۳۱- تفریح یا ترویح؟

۲۰ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

مؤمن تفریح ندارد! ترویح دارد!

این جمله را یکی از بزرگان می‌فرمود.

می‌فرمود که نگویید: «برویم برای تفریح»؛ بلکه بگویید: «می‌رویم برای ترویح».

خوب فرق اینها در کجاست؟

تفریح از ریشه «فرح» گرفته شده است و «فرح» خوشحالی است. اما نوعی از خوشحالی که از حد اعتدال خارج شود. بنابراین گفته می‌شود که «فرح» خوشحالی همراه غفلت از یاد خداست؛[1] و لذا خداوند در قرآن می‌فرماید: «إنّ الله لایُحِبّ الفَرِحین» یعنی خداوند کسانی که به شادی خود غَرّه می‌شوند را دوست ندارد.

اما کلمه‌ی «ترویح» از «روح» گرفته شده است. و به معنی «خستگی در کردن» است.

در زبان عامیانه هم این دو معنا رو به کار می‌برند:

– (تفریح=) بریم حال کنیم، بریم حالی به حولی، بریم عشق و حال …

– (ترویح=) بریم آب و هوایی عوض کنیم، …

پس تا به یک بهانه‌ای تعطیلی پیش اومد نگیم: بزن بریم عشق و حال، صفا سیتی، و …؛ چون یک لحظه غفلت از یاد خدا، انسان را به وادی ضلالت می‌اندازد.

بله، خستگی در کردن و در دشت و دمن سیر و سیاحت کردنی که انسان را از خدا دور نکند برای رشد انسان ضروری هم هست.

پ ن 1: البته فرح به معنی خوشحالی ساده هم به کار می‌رود (= سرور) اما چون برای حالت غفلت هم استعمال می‌شود، باید انسان به مفاد آن توجه داشته باشد که مبادا به دنبال کاری باشد که غفلت از یاد خدا را نتیجه بدهد.

 
۱دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : فرهنگی - اخلاقی |

 

۳۰- نیمه‌ی پر لیوان ۲

۱۵ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

مأیوس شدن به خاطر شکست‌ها و غرّه شدن به پیروزی‌ها، هر دو باعث سقوط انسان می‌شود.

این معنا به زیبایی در قرآن بیان شده است:

«لِكَيلا تَأْسَوا عَلى‏ ما فاتَكُم و لا تَفرَحوا بِما آتاكُم» (سوره 57: الحدید، آیه: 23)

بر آنچه از دست شما رفته است اندوهگین نشوید و به سبب آنچه به شما داده شده است شادمانی و تکبّر نکنید.

اما چرا چنین است؟

چون تمام زندگی و علم و قدرت انسان از جانب خداست و اگر انسان به این مطلب توجه نداشته باشد در یکی از دو مشکل «یأس» یا «غرور» گرفتار می‌شود.

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : فرهنگی - اخلاقی |

 

۲۹- نیمه‌ی پر لیوان 1

۱۰ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

شاید خیلی شنیده باشین که میگن: به نیمه‌ی پر لیوان نگاه کن.

همه‌ی ما وقتی یه مدتی از عمرمون میگذره، کوله‌باری از بدی‌ها و خوبی‌ها، راستی‌ها و کژی‌ها، موفقیت‌ها و شکست‌ها بر دوش داریم و در جاده‌ی زندگی حرکت می‌کنیم.

◊ اگر به نیمه‌ی پر لیوان (موفقیت‌های گذشته) نگاه کنیم دو اثر دارد:

1- با دیدن آنها، انگیزه‌ی قوی‌تری به دست می‌آوریم.

2- ممکن است دچار خودبزرگ‌بینی، غرور، تکبّر، و اعتماد به نفس بیش از اندازه شویم.

◊ اگر به نیمه‌ی خالی لیوان (شکست‌های گذشته) نگاه کنیم هم دو اثر دارد:

1- دیدن آنها هشداری است که باعث می‌شود نسبت به تکرار نکردنِ اشتباه، حساس باشیم.

2- در بیشتر اوقات نگاه کردن به نیمه خالی باعث مأیوس شدن و دلسرد شدن نسبت به زندگی است.

خوب چکار کنیم؟!

بهترین حالت این است که با یک چشم به نیمه‌ی پر لیوان نگاه کنیم تا انگیزه کافی برای حرکت را داشته باشیم و با چشم دیگر نیمه‌ی خالی را در نظر داشته باشیم تا هشداری باشد بر از دست ندادن اوقات آینده.

 
۴ دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : فرهنگی - اخلاقی |

 

۲۸- دیوونه کیه؟

۰۷ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

قبلا یه مطلب در مورد یه دیوونه نوشته بودم. (از اینجا بخونید: مطلب 11: دیوونه)

چند روز قبل یک روایتی از پیامبر عزیز اسلام دیدم و احساس کردم به اون مطلب مربوط میشه.

در روایت آمده است که:[1]

«پیامبر اکرم عبورشان به دیوانه‌ای افتاد؛

از اطرافیانشان پرسیدند: او را چه شده است؟

عرض کردند: او دیوانه است.

پیامبر اکرم فرمودند: نه او دیوانه نیست، بلکه مریض است.

آنگاه فرمودند: دیوانه کسی است که دنیا را بر آخرت ترجیح بدهد».

پ ن 1: بحارالأنوار، ج 1، ص 131.

 
۱دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : نگرشی - اعتقادی |

 

۲۷- عادی و عادت ۲

۰۴ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

ج- عادی و عادت از نگاه ارزشی:

به طور کلی عادات به دو دسته‌ی عادات مثبت و منفی یا عادات خوب و بد تقسیم میشوند. (خوب و بد را نظامهای ارزشی تعیین میکنند)

به دست آوردن عادات خوب ارزش به حساب میاید و نسبت به آن در نظام ارزشی دینی ترغیب شده است که نمونه هایی را با هم میبینیم:

«عادت کردن»

1- «عَوِّد نفسَك حُسنَ النيّة و جميلَ المقصد تدرك في مباغيك النجاح» (غررالحكم، ص 92، ح 1602)

سعی کن به حسن نیت و انتخاب اهداف نیکو خو کنی، تا در اهداف و آرزوهایت کامروا شوی.

خواندن ادامه این مطلب »

 
۱دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : فرهنگی - اخلاقی |

 

۲۶- عادی و عادت ۱

۰۱ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

الف- تعریف و رابطه‌ی عادت کردن و عادی شدن:

عادت کردن یعنی خو گرفتن که در اثر تکرار یک رفتار حاصل می‌شود.

عادی شدن یعنی روزمره‌گی که در اثر کمرنگ شدن انگیزه حاصل می‌شود.

عادی شدن خاص‌تر از عادت کردن است.

یعنی بعضی از عادتها برای انسان عادی می‌شوند و برخی از آنها عادی نمی‌شوند.

ب- تفاوت‌ها:

1- هدف داشتن

2- احساس فایده‌ی دستیابی به هدف

3- رشد در اثر رسیدن به هدف

4- علاقه به تکرار عمل

خواندن ادامه این مطلب »

 
۴ دیدگاه

نوشته شده توسط : ابوالحسن بیاتی | در دسته : فرهنگی - اخلاقی |

 

۲۵- احترام به عقیده ۶

۲۸ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(جمع‌بندی بحث)

اکنون با نکاتی که طرح شد می‌توان بحث را به صورت زیر سامان داد:

وقتی گفته می‌شود: «من به عقیده‌ی شما احترام می‌گذارم» ممکن است در واقع منظور گوینده حالتهای زیر باشد:

1- «من عقیده‌ی شما را در فضای علمی محترم می‌دانم».

(احترامی که واقعاً مربوط به خود عقیده باشد نیز از همین زاویه قابل فهم است).

در اینصورت خود محترم شمرده شدن در فضای علمی نیز یا به خاطر منبع،یا به خاطر روش، و یا به خاطر هر دو است.

احترام به فرضیّات کودکانه هم مصداقی از احترام علمی به خاطر روش است؛ زیرا برای فرضیه‌پردازی نیازمند تفکّر خلاّق هستیم و این روش (=تفکّر خلاّق) برای تولید فرضیه، در فضاهای علمی به رسمیت شناخته شده است.

2- «من عقیده‌ی شما را به خاطر کارکرد و اثرش محترم می‌دانم».

در جایی هم که افراد به صورت مسالمت آمیز با هم زندگی می‌کنند و با یکدیگر مدارا می‌کنند، احترام به عقیده به خاطر اثر آن یعنی کاهش هزینه‌های اضافی می‌باشد، بنابراین این مورد نیز از مصادیق احترام عملی است.

3- «من شخص شما را محترم می‌دانم».

(این معنایی است که کمتر در عرف مردم قصد می‌شود و تنها به صورت یک احتمال بیان شد.)

در این صورت «احترام به عقیده …» عبارتی مجازی خواهد بود و احترام حقیقتاً ربطی به عقیده نخواهد داشت.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده توسط : ره جو | در دسته : نگرشی - اعتقادی |

 

۲۴- احترام به عقیده ۵

۲۵ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(نگرش سیستمی به «احترام به عقیده»)

هر عقیده ای به عنوان یک سیستم، به نظر می‌رسد خود شامل دو خرده سیستم باشد:

سیستم تولید نظر و ایده + سیستم تولید عقیده

(دو نکته شایان توجه است:

1/ به نظر می‌آید هر ایده‌ای تبدیل به عقیده نمی‌گردد، بلکه یک ایده باید به حد نصابی از اطمینان برسد تا بتواند تبدیل به عقیده شود.

2/ تجزیه‌ی عوامل سیستم را تا جایی پیش بردیم که برای بحث ما ضروری است، نه بیشتر)

خواندن ادامه این مطلب »

 
بدون دیدگاه

نوشته شده توسط : ره جو | در دسته : نگرشی - اعتقادی |

 

۲۳- احترام به عقیده ۴

۲۲ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

(احترامِ از سر مُدارا)

شاید برای شما هم پیش اومده باشه که مثلاً همسفر شما، همخونه‌ی شما،… از یک دین و آیین و یا یک سبک رفتاری خیلی متفاوتی پیروی کنه. و به خاطر این «تفاوت»، دچار اختلافات عقیدتی و رفتاری بشوید.

در چنین مواردی (اگر اختلافها مربوط به حداقلها و خط قرمزهای شما نباشد) معمولاً آدمها با همدیگر مدارا کرده و به اصطلاح مراعات حال همدیگر رو می کنند.

روشن است که این نوع احترام به یکدیگر، ربطی به حق بودن یا ناحق بودن یکی از دو طرف ندارد، بلکه شما برای اینکه در راه رسیدن به یک هدف بالاتر (مثلاً رسیدن به شهر مقصد) دچار هزینه‌ی اضافی نشوید، با فرد مقابل از در جنگ وارد نمی‌شوید و با او مدارا می کنید.

به عبارت دیگر اینچنین مدارا و احترامی به خواسته‌های طرف مقابل، تنها از جهت عملی است و نه به خاطر حق یا باطل بودن آن شخص.

ادامه دارد…

 
بدون دیدگاه

نوشته شده توسط : ره جو | در دسته : نگرشی - اعتقادی |

 
 
?>