RSS
 

Posts Tagged ‘تفریح’

۳۱- تفریح یا ترویح؟

۲۰ دی

بسم الله الرحمن الرحیم

مؤمن تفریح ندارد! ترویح دارد!

این جمله را یکی از بزرگان می‌فرمود.

می‌فرمود که نگویید: «برویم برای تفریح»؛ بلکه بگویید: «می‌رویم برای ترویح».

خوب فرق اینها در کجاست؟

تفریح از ریشه «فرح» گرفته شده است و «فرح» خوشحالی است. اما نوعی از خوشحالی که از حد اعتدال خارج شود. بنابراین گفته می‌شود که «فرح» خوشحالی همراه غفلت از یاد خداست؛[1] و لذا خداوند در قرآن می‌فرماید: «إنّ الله لایُحِبّ الفَرِحین» یعنی خداوند کسانی که به شادی خود غَرّه می‌شوند را دوست ندارد.

اما کلمه‌ی «ترویح» از «روح» گرفته شده است. و به معنی «خستگی در کردن» است.

در زبان عامیانه هم این دو معنا رو به کار می‌برند:

– (تفریح=) بریم حال کنیم، بریم حالی به حولی، بریم عشق و حال …

– (ترویح=) بریم آب و هوایی عوض کنیم، …

پس تا به یک بهانه‌ای تعطیلی پیش اومد نگیم: بزن بریم عشق و حال، صفا سیتی، و …؛ چون یک لحظه غفلت از یاد خدا، انسان را به وادی ضلالت می‌اندازد.

بله، خستگی در کردن و در دشت و دمن سیر و سیاحت کردنی که انسان را از خدا دور نکند برای رشد انسان ضروری هم هست.

پ ن 1: البته فرح به معنی خوشحالی ساده هم به کار می‌رود (= سرور) اما چون برای حالت غفلت هم استعمال می‌شود، باید انسان به مفاد آن توجه داشته باشد که مبادا به دنبال کاری باشد که غفلت از یاد خدا را نتیجه بدهد.

 
۱ دیدگاه

نوشته شده در دسته فرهنگی - اخلاقی

 

۱۶- اکستازی (Extasy)

۰۱ آذر

بسم الله الرحمن الرحیم

– بابایی قرص اکس چیه؟ چرا بعضیا میخورن؟

+ ببین عزیزم!

بعضیا مثل ما راههایی برای تفریح دارن و با اونها خوشی می‌کنن.

مثلا میتونن برن پارک آبی، یا ترن هوایی، یا جت اسکی، یا خیلی چیزهای دیگه …

ولی بعضیا نمی‌تونن از این چیزها استفاده کنن و تفریح ندارن برای همین هم میرن از این قرص‌ها می‌خورن تا توی خیالاتشون احساس کنن که دارن تفریح می‌کنن.

ولی ما که اینجور خوشی‌ها رو داریم دیگه لازم نیست از اون قرص‌ها بخوریم!

این مکالمه بین یک پدر و پسر تو فامیل ما رخ داد.

گذشته از اینکه آیا ریشه‌ی استفاده از قرص اکس، به نداشتن تفریح! [1] اون هم تنها اینجور تفریح‌ها![2] بر میگرده یا نه؟ می‌خوام از یک زاویه‌ی متفاوت به این گفتگو نگاه کنم.

وقتی کودکی به دنبال کاوشگری از فضایی مبهم بر میاد، دو نوع برخورد میشه با اون کرد:

یکی اینکه اون رو از فرو رفتن در این فضای مه آلوده منع کنیم: که در اینصورت تنها کنجکاوی او بیشتر میشه و احتمال آلوده شدن به خطرات اون مسیر برای او بیشتر میشه.

و راه دیگر اینکه نیاز او به کنجکاوی رو از بین ببریم تا اصلا احساس نکنه که باید در اون راه وارد بشه.

برخورد این پدر از نوع دوم بود و با جوابی که داد، فرزندش رو از به خطر افتادن حفظ کرد. حالا اگر دوستاش هم بیان و بگن که قرص اکس چنین است و چنان، خواهد گفت که اینها مال کسایی است که تفریح ندارن و من راه‌های زیادی برای تفریح دارم.

پ ن 1: بله، نداشتن خوشی ریشه‌ی اعتیاد است؛ اما نه خوشی ظاهری! بلکه اگر دل انسان دارای آرامش و خوشی نباشد زمینه‌ی انحراف در او فراهم می‌شود؛ و آرامش درونی هم تنها با تفریح‌های اینگونه به دست نمی‌آید. (این سخن بگذار تا وقت دگر)

پ ن 2: البته شاید منظور اون پدر هم این نبوده که فقط به خاطر نداشتن اینجور تفریح‌ها میرن اکس می‌خورن؛ و این مثالها رو در حد فهم کودکش زده.

 
بدون دیدگاه

نوشته شده در دسته فرهنگی - اخلاقی